سالهايي هست براي بوسيدن. براي عاشق شدن، خنديدن، در آغوش ديگري خوابيدن، آينده را در چشمان ديگري ديدن، زير بر? رقصيدن، در مستي عشق ورزيدن.
سالهايي هست براي پوسيدن. براي وقت ك?شتن، از تنهايي غول ساختن، ن?رت از غول را نوشتن، درهاي ارتباط را بستن، ديوار را شكستن. نر?تن، نگ?تن، در سكوت نشستن.
سالهايي هست براي پوست انداختن. از بيرون ترك خوردن، از درون ر?شد كردن. ?شار آوردن، ه?ل دادن، سوختن و ساختن، دوام آوردن، آرام شدن.