نوشته هاي بدون جنس
 سيستم وبلاگ نويسي درتين بلاگ

خانه‌ام،

 Ø¯Ø± خانه نشسته‌ام،
کتری کهنه روی اجاق است هنوز، روشن!
دستÙ? راستم روی ديوار
راهی‌ست انگار
به ديوارÙ? بی‌دليلÙ? بعدی نمی‌رسد.


چراغ مطالعه، چند مطلبÙ? مهيا،
مداد، کبريت، و کلماتی رها شده روی ميز.
ساعت،
پنج Ùˆ نيمÙ? بامداد است،
هنوز بيدارم،
چيزی دارد دور Ùˆ بَرÙ? سَرَم
سايه می‌آورد
روشنايی می‌بَرَد
کاری دارد حتما،
هوایÙ? حرÙ?Ù? تازه‌ای شايد
شهودÙ? نوشتنÙ? چيزی شايد
تولدÙ? بی‌گاهÙ? ترانه‌ای شايد.


نگاه می‌کنم،
خير است

پرنده‌ای Ú©Ù‡ آمده روی بندÙ? رختÙ? همسايه نشسته است.
حوصله‌ی برخاستن Ùˆ دَم‌کردنÙ? چای در من نيست.
از خودم می‌پرسم:
پس کی خسته خواهی شد؟
اينجا لابه‌لایÙ? شب Ùˆ روزÙ? اين همه مثلÙ? هم
چه می‌کنی، چه می‌خواهی، چه می‌گويی؟
وَهم، وَهمÙ? واژه، واژه، واژه ...
بس است ديگر!


زنجير از Ù¾ÛŒÙ? زنجير اگر بوده
بسيار گسسته‌ای،
حرÙ? از Ù¾ÛŒÙ? حرÙ? اگر بوده
بسيار شنيده‌ای،
درد از Ù¾ÛŒÙ? درد اگر بوده،
بسيار کشيده‌ای.
ديگر چه می‌خواهی از چند و چون چيزی که گاه هست و گاه نيست.


همين جا خوب است
همين Ú©Ù?نجÙ? بی‌پيدايی Ú©Ù‡ نشسته‌ای خوب است.
نگاه کن،
روی بندÙ? رختÙ? همسايه
زيرپوشÙ? زنانه‌ای جای پرنده را گرÙ?ته است.

سید علی صالحی

+ نوشته شده در 14 تير 1388ساعت 20:21 توسط mehran |